زود دير ميشه،اين يه قانونه
بني آدم اعضاي يک پيکرند که در آفرينش ز يک گوهرند.چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوهارا نماند قرار
به خواهر زاده ی کوچیکم(محدثه) که 9 سالشه زنگ زدم و گفتم دایی جون خیلی دوست دارم. بهم گفت پس چرا نمیای خونمون؟ گفتم میام حالا یوقته دیگه! گفت اگه دوسم داری،ثابت کن! گفتم باشه،این شد که رفتم خونشون. نکته:فقط 9 سالشه! فعلا کفش هاي طلائي تا کريسمس چند روز
بيشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم براي خريد هديه کريسمس روز به روز
بيشتر ميشد. من هم به فروشگاه رفته بودم و براي پرداخت پول هدايايي که
خريده بودم، در صف صندوق ايستاده بودم. جلوي من دو بچه، پسري 5 ساله و
دختري کوچکتر ايستاده بودند. پسرک لباس مندرسي بر تن داشت، کفشهايش پاره
شده بود و چند اسکناس را در دستهايش ميفشرد. لباسهاي دخترک هم دست کمي از
مال برادرش نداشت ولي يک جفت کفش نو در دست داشت. وقتي به صندوق رسيديم،
دخترک آهسته کفشها را روي پيشخوان گذاشت، چنان رفتار ميکرد که انگار
گنجينهاي پر ارزش را در دست دارد. صندوقدار قيمت کفشها را گفت: 6 دلار.
پسرک پولهايش را روي پيشخوان ريخت و آنها را شمرد: 3 دلار و 15 سنت. بعد
رو کرد به خواهرش و گفت: فکر ميکنم بايد کفشها رو بگذاري سرجايش ... bashad k آیا می دانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است. آیا می دانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد. آیا می دانید : تعداد ۳۹۵۸۶ عدد کسره در قرآن بکار برده شده است. آیا می دانید : تعداد ۱۹۲۵۳ عدد تشدید در قرآن بکار برده شده است. آیا می دانید : بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده ( شیر ) می باشد. آیا می دانید : بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد. آیا می دانید : بزرگترین عدد در سوره صافات آیه ۱۴۷ آمده که صد هزار می باشد. آیا می دانید : کمترین حرفی که در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد. آیا می دانید : بزرگترین سوره قرآن دارای ۲۵۵۰۰ حرف می باشد. آیا می دانید : تعداد کلمات سوره تکویر برابر با تعداد سوره های قران است. آیا می دانید : سوره اخلاص به نسب نامه خداوند معروف است. آیا می دانید : سوره حمد دو بار بر پیامبراکرم (ص) نازل شده یکبار در مکه و یکبار در مدینه. آیا می دانید : سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است. آیا می دانید : در سوره نساء به قوانین ازدواج اشاره شده است. بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن لحظه ای چند بر این آب نظر كن آب ، آیینه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم نگسستم ، نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كنی از آن كوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم باز این چه شورش است که در خلق عالم است محتشم کاشانی دلدار چنان مشوش آمد که مپرس هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس (مولوي)
برچسبها: عشق کودکی, محدثه جووووووونم
دخترک
با شنيدن اين حرف به شدت بغض کرد و با گريه گفت: نه! نه! پس مامان تو بهشت
با چي راه بره؟ پسرک جواب داد: گريه نکن، شايد فردا بتوانيم پول کفشها را
در بياوريم. من که شاهد ماجرا بودم، به سرعت 3 دلار از کيفم بيرون آوردم و
به صندوقدار دادم. دخترک دو بازوي کوچکش را دور من حلقه کرد و با شادي
گفت: متشکرم خانم ... متشکرم خانم.
به طرفش خم شدم و پرسيدم: منظورت
چي بود که گفتي: پس مامان تو بهشت با چي راه بره؟ پسرک جواب داد: مامان
خيلي مريض است و بابا گفته که ممکنه قبل از عيد کريسمس به بهشت بره! دخترک
ادامه داد: معلم ديني ما گفته که رنگ خيابانهاي بهشت طلائي است، به نظر
شما اگر مامان با اين کفش هاي طلائي تو خيابانهاي بهشت قدم بزنه، خوشگل
نميشه؟ چشمانم پر از اشک شد و در حالي که به چشمان دخترک نگاه ميکردم،
گفتم: چرا عزيزم، حق با تو است مطمئنم که مامان شما با اين کفشها تو بهشت
خيلي قشنگ ميشه!
برچسبها: کفش
برچسبها: قرآن
برچسبها: درسی بزرگ از ادیسون
برچسبها: بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
برچسبها: دکتر حسابی
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
برچسبها: دو بیتی مولوی
2. با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه ميكند.
3. از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي آيد.
4. تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي کند، ترجيح دهيم.
5. از «از دست دادن» نهراسيم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.
6. بيشتر را بر کمتر ترجيح ندهيم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباري است.
7. کمتر سخن بگوييم که بزرگي ما در حرفهايي است که براي نهفتن داريم، نه براي گفتن.
8. از سرعت خود بکاهيم، که آنان که سريع تر مي دوند، فرصت انديشيدن به خود نمي دهند.
9. ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري، اسير نشويم.
10. از کودکان بياموزيم، پيش از آن که بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت.
| Design By : Pars Skin |

